على زمانى قمشه اى
92
هيئت و نجوم اسلامى ( فارسي )
به داشتن قصد آموزش نجوم نزد او رفت ، امّا كندى كه از راه تنجيم نيت وى را دريافته بود با چند كلمه او را متنبّه ساخت و براى او كمال علمى پيشبينى كرد ، ابو معشر نيز شيفته كندى شد و نزد وى آموزش يافت . ابو معشر در عصر خويش مشهورترين منجم جهان اسلام بود و گويا در حكومت « معتزّ » عباسى ، رئيس منجمان دار الخلافه و در خلافت « معتمد » عباسى منجم « موفق » - برادر خليفه و صاحب اقتدار حقيقى دستگاه خلافت - بوده است ، اشتهار وى تا قرنها بعد همچنان حفظ شد ، در منابع اسلامى از او بسيار ياد شده و در آثار غربى نيز بيش از هر منجم ديگرى از او نام برده شده است . افسانهها [ يا حقيقتها ] ى فراوانى نيز بهعنوان پيشگويىهاى درست از ابو معشر نقل شده است : ابو معشر شهرت خود را بيش از همه مديون اين افسانهها [ و يا اصابتها ] است درحالىكه ما ، شناخت خود را از ابو معشر ، بيش از همه وامدار روشنگرىهاى ابو ريحان بيرونى هستيم كه از وى بهعنوان مردى خودپسند ياد مىكند كه دعاوى خود را با دليلهاى علمى مستند نمىسازد و از تدليس خوددارى نمىورزد و برخى احكام او نيز آشكارا نادرست است . در كتاب اسرار علم النجوم ابو معشر نيز حكايتهايى نقل شده است كه اين ارزيابى بيرونى را تأييد مىكند . شاذان بن بحر شاگرد ابو معشر نيز در جايى با وى به مناقشه مىپردازد و در درستى حكم وى اشكال مىكند ، و در جاى ديگر او را متهم مىسازد كه حكم خود را ، نه از راه تنجيم ، بلكه از روى شواهد عادى صادر كرده است ، و بر اين پايه ، به صراحت استادش را شيّاد مىخواند . و ابو معشر بىآنكه درشتى كند ، در پاسخ به دلالت اوضاع و طبايع كواكب استناد مىورزد .